خدمت هم تموم شد


کارت هم اومد


مثلا الان من مرد شدم

 


بلطف خدا

دیگه 20 روز کاری بیشتر نمونده

زود گذشت ولی

سخت گذشت

برای منم واجب بود

ک این دورهُ بگذرونم

ان شالله

این چند روزهم بسلامت بگذره

ب امید خدا 

 

 

 

هرگز ب کسی اجازه نده بهت بگه نمیتونی کاری انجام بدی، تو رویایی داری، باید ازش محافظت کنی. آدم‌هایی ک خودشون نمیتونن کاری کنن میخوان ب تو هم بگن نمیتونی. اگر چیزی میخوای برو بدستش بیار.

مردان بزرگ، بزرگ زاده نمیشوند. بزرگ رشد میکنند.

 

بعضی آدم‌ها ب خودشان باور ندارندتااینکه اول یکی دیگه آنها را باور میکند.

 

مهم اینِ ک چقدر محکم میتونی از زندگی ضربه بخوری و ب مسیرت ادامه بدی.

 

میتونی از گذشته فرار کنی یا از آن درس بگیری

 

انجام دادن یا ندادن مسئله تلاش نکردن است

 

عمر بسیار سریع میگذرد اگر هر از گاهی یکبار نایستی و باطراف نگاه نکنی آن را از دست میدهی.

 

مرد آن است ک در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد

 

 

 

 

حکیم را گفتند: علم بهتر است یا ثروت؟

حکیم بی‌درنگ شمشیر از میان برون آورد و مرید بخت‌برگشته را ب 3 پاره نامساوی تقسیم کرد و گفت:

سال‌هاست ک هیچ کس بین دوراهی علم و ثروت گیر نمیکند

مریدان درحالیکه همچون خایهِ حلاج میلرزیدند گفتند ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم

حکیم گفت:

در جوانی مرا دوستی بود ک باهم ب مکتب میرفتیم

دوستم تَرکِ‌تحصیل کرد من معلم مکتب شدم

حالا

او پورشه دارد من پوشه

او اوراق مشارکت دارد من اوراق امتحانی

او عینک آفتابی من عینم ته استکانی

او بیمه زندگانی من بیمه خدمات درمانی

او سکه و ارز من سکته و قرض

سخن حکیم ک بدین‌جا رسید مریدان نعره زدند و راهی کلاس‌های آموزش اختلاس گشتندی

 

 

 

ی سلامتیِ متفاوت میزنیم چون تکراری نیست

سلامتی ی پسری

اونایی ک تو فکر میکنی خسته نشدن

اونایی ک ب ی تیکه آهن فروخته شدن

وقتی پول تو جیبِشون نبود بهشون محل سگ هم ندادن

اونایی ک از بیکاری از بی‌پولی تفریحشون ی دونه سیگارِ بعضی وقتام مشروب با ترسُ لرز

رو هر کی دست گذاشتن یا یه بچه مایه‌دار ازش گرفتنش یا یکی اومد از گذشته ننگین طرف براش گفت

این پسرا بدجور کم آوردن

اما غرور مردونشون بهشون اجازه نمیده بیان جار بزنن

همیشه هم آدم بدِه میشن

گاهی باید گفت میم مثل مَرد

 

 

ی دختر نوشته:

من ی مخاطب خاص دارم

یکی ک مردونگیش آدمُ دیوونه میکنه

کسی ک وقتی حرف زد نباید جُز چَشم چیزی بشنوه

عاشقِ عاشقانه‌هاشم

عاشقِ غیرتی شدنشم

وقتی ک ازم حساب میخواد

من عاشق موقعی‌ام ک وقتی میگه نه یعنی نه ، با لوس بازیَم نظرش عوض نمیشه

عاشق کسی شدم ک وجودش ب زندگیم آرامش میده

کسی ک حتی اگه باهم قهر باشیم میدونم کسی جامُ نمیگیره

کسی ک همیشه مثل کوه پُشتمِ

عاشق کسی شدم ک ی تار موشُ ب دنیا نمیدم

 

 

نسلی ک یا پی سکس‌اند یا افسرده از تعدد عشق

نسلی ک ب شوخی مادران یکدیگر را مورد عنایت قرار میدهند

نسلی ک میگوید سوخته اما آتش شهوتش همه را خاکستر کرده

نسلی ک دخترانش ب اسم باجنبه بودن جُک‌های ... میفرستند و لایک میکندد

نسلی ک با پول، تَن میفروشد و میخرد

نسل دوستی‌های یواشکی ، دور از چشمِ عشقشان در پی‌وی

نسلی ک متاهل ، اصلِ خود را مجرد میدهد و مجرد از بودن با متاهل هیچ عبایی ندارد

نسلی ک زنان متاهل در چَت، دل و قلوه میدهند  و تا خود را در بسترِ دیگری نبینند، خود را پاک میپندارند

نسلی حال‌بهم‌زن ک از زندگی فقط بازوهای بادکرده و ساپورتِ تنگ  و هم‌آغوشی‌های یواشکی را درک کرده

 

 

 روی یک کاغذ بی‌خط

حرفای خسته ب نوبت

روی سرزمین نامرد

حرف "ت" کرده قیامت

ت مثل تو مثل تردید

ت مثل آخر طاقت

مثل تنهایی مثل تب

مثل آخر خیانت

عزیزم نقطه ته خط

برو با خیال راحت

 

 

دلی ک بُردی

احساسی ک پژمردی

دستانی ک گرفتی

نان و نمکی ک خوردی

همه حلالت باشد

جُز

لرزه دلم در اولین بوسه

حرامت باشد

 

لحظه‌ای ک مرا ب گناه عادت دادی و رفتی

 

 

 

پسر ک دل ببنده

حسود میشه

غیرتی میشه

تُند میشه

خشن میشه

بداخلاق میشه

بچه میشه

گیر میده

چون تعصب داره

چون مَردِ

سخت‌تر میشه از سنگ

دلش میشه دریا

غرورش میشه آسمون

نازکتر میشه از گُل

حِسِش میشه خورشید

میجنگِ تا بدستت بیاره

اما وقتی بدستت آورد

میشی  ناموسش

ازش ثروتشُ بگیر

ازش غرورشُ بگیر

ازش هوسشُ بگیر

اصلا همه دنیاشُ بگیر

اما ناموسشُ نگیر

ک ب خاک سیاه میشینه

بی‌صدا گریه میکنه آروم هق‌هق میکنه

جوری ک فقط خودشُ خدا میشنون

 

همونایی میشن ک ثابت میکنن هنوز مَرد وجود داره

 

 

میخواهی بروی؟

بهانه میخواهی؟

من آن بهانه را دستت میدهم

برو و هرکس ک پرسید چرا؟

بگو

لجوج بود سرسختانه عاشقم بود

بگو فریاد میکرد، همه‌جا فریاد میکرد ک فقط مرا میخواهد

بگو دروغ میگفت

میگفت هرگز ناراحتم نکردی

بگو درگیر بود

همیشه درگیر افسون نگاهم بود

بگو بی‌احساس بود

ب همه فریادها، توهین‌ها و اخم‌هایم فقط لبخند میزد

بگو او نخواست

 

نخواست کسی جز من در دلش خانه کند

 

  

دکتر نیستم

اما برایت 10 دقیقه راه رفتن روی جدول کنارخیابان را تجویز میکنم تا بفهمی عاقل بودن خوب است

دیوانگی قشنگ‌تر است

برایت لبخند زدن ب کودکان وسط خیابان را تجویز میکنم تا بفهمی هنوز هم میشود بی‌منت محبت کرد

ب تو پیشنهاد میکنم گاهی بلند بخندی، هرکجا ک هستی، یک نفر همیشه منتظر خنده‌های توست

دکتر نیستم

اما ب تو پیشنهاد میکنم ک شاد باشی

خورشید هر روز صبح بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند

هرگز منتظر فردای خیالی نباش، سَهمَت را از "شادی زندگی" همین امروز بگیر

فراموش نکن "مقصد" همیشه جایی در "انتهای مسیر" نیست

 

"مقصد" لذت بردن از قدم‌هاییست ک برمیداریم

-----------------------------------------------------------------------------------

چای‌ات را بنوش

نگران فردا مباش

از گندم‌زارِ من و تو مُشتی کاه میماند برای بادها

 

نیما یوشیج

-----------------------------------------------

بیزار باش از معشوقی ک

اسم هرزگی‌هایش را آزادی میگذارد

اسم نگرانی‌هایت را گیر دادن میگذارد

برای بی‌تفاوتی‌هایش اعتماد داشتن ب تو را بهانه میکند

 

بیزار باش

 

 

 

 

اگر کسی بخواهد ک در زندگی‌اش باشید برای شما جا باز خواهد کرد ،

نباید برای پیدا کردنِ جایی در زندگی کسی جنگید.

-------------------------------------------------------------------------------------------

آنهایی ک در زمان خوشی کنار شما می‌مانند مهم نیستند

مهم کسانی هستند ک در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان هستند

 

آنها دوستان واقعی شما هستند

------------------------------------------------------------------------

مَن حسودم

کسی ک مالِ منِ

مالِ خودمِ

یعنی

هیچ اَحَدی حق نداره نگاش کنه

چون

چشماشُ از کاسه درمیارم

هیچ اَحدی حق نداره باهاش حرف بزنه

چون

خِرخِرَشُ میجوُئَم

هیچ اَحَدی حق نداره بهش دست بزنه

چون

جفت دستاشُ قَلَم میکنم

یعنی

هیچ اَحَدی حق نداره بهش اشاره کنه

من حسودم

کسی ک مالِ منِ

 همه چیزش مالِ خودِ خودمِ

قلبش

مغزش

روحش

حرفاش

خنده‌هاش

صداش

دستاش

حتی

نفس‌هاش

من حسودم

کسی ک مالِ منِ

حتی آرزوی داشتنشَ ب اَحَدی نمیدم

آره من حسودم

 

افتخار میکنم ک حسودم

 

 

قبل از سکس، دو طرف همدیگرُ میبوسن و توی درآوردن لباس بهم کمک میکنن

بعد سکس ، هرکی ب تنهایی لباس خودشُ میپوشه

 

نتیجه میگیریم توی زندگی هیچکس کمکت نمیکنه مگه اینکه قصد گاییدنتُ داشته باشه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چرا اینقدر ک خون شهیدان ب حجاب خانمها حساس است ب عملکرد مسوولین حساس نیست

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

واسه ما ، ماما میکرد ، شیرشُ جای دیگه میداد

----------------------------------------------------------------------------

خیانت میکنم تا ارزشِ صداقتمُ بدونی

نمیبخشمت تا بفهمی بارها بخشیدمت

صبر نمیکنم، رهات میکنم میرم ک بدونی اگه موندم رفتنُ بلد بودم

مِنَت میذارم تا قدرِ خوبی‌هایی ک کردمُ بدونی

 

بد میشم ک فَرقِشُ با خوبیام بفهمی

 

 سلام

من آدم متعصب و خشکی نیستم از خود راضی هم نیستم

لازم دیدم چیزی رو بگم ک اگه نگم روی دلم میمونه.

سینمای ما داره ب فنا میره ... توی فیلمها ک دیگه مونده بازیگرا ببوسن همدیگرو

اون از حجاب خانمها تو فیلم... خب بابا بکن اون ی ذره چیزی هم ک تنته یا رو سرته

میخواین چیو برسونین ... ک  چی بشه

تو اینترنت میچرخیدم دیدم چ عکس هایی هم میذارن تو اینستاگرام

د لامصبا شما خیر سرتون الگوی ی مشت جوونین

اسم ی چندتایی رو اصلا نمییشناختم یعنی تاحالا ندیدم جایی بازی کنن

کجا بازی کردن نمیدونم ... توی این عکس هاشون کاش میدونستم میخوان چی بگن ک اگه عکس لخت بذارن بهتره

کاش ...

از سینمای ممملکت خسته ام

 

 

دیروز از هر چه بود گذشتیم . . . امروز از هر چه بودیم گذشتیم

آنجا پشت خاکریز بودیم . . . اینجا در پناه میز

دیروز دنبال گمنامی بودیم . . . امروز مواظبیم ناممان گم نشود

جبهه بوی ایمان میداد . . . اینجا ایمانِ مان بو میدهد

آنجا روی درب اُتاقِ مان مینوشتیم

               یا حسین فرماندهی از آن توست

اینجا مینویسیم

بدون هماهنگی وارد نشوید

 

 

 

FAIL : first attempt in learning

END : effort never dies

NO : next opportunity

 

 

مخم خالیه           حالم عالیه

زیرم قالیه         عجب حالیه

گوشه ولو             پاها جلو

سیگار دستم             دَرَم بستم

چِتَم مستم             نگام خیره

چشام تیره                    دلم پیره

مخم گیره                 اتاق دودی

کاشکی بودی

 

 

 سلام ب همگی

من بعد از یک خدمت طولانی و سخت برگشتم

ان شالله ازین ب بعد مطالب خوبی را ب اشتراک بذارم

 


آن زمانی ک کودکان مان

دیگر نمیپرسند از کجا آمده اند

و نمیگویند ب کجا میروند

آنها بزرگ شده اند

 

 

اگه یک نفر ازت پرسید چقد دوسم داری؟

نگو بینهایت

بگو اندازه ای ک هستی .


اگه پرسید تا کی دوسم داری؟

نگو تا ابد

بگو تا وقتی هستی


اگه پرسید چقد بهم اعتماد داری؟

نگو اندازه چشام

بگو ب اندازه ای ک بهم اطمینان میدی


تا بدونه

تا وقتی با ارزشه ک

ب ارزشات احترام بداره

 

 

 

سلام

فردا میرم سربازی

تا خیلی وقت دیگه نیستم

خوبی بدی دیدین حلال کنین

 

این متن ی کم طولانیه خواهش میکنم حتما بخونیدش خواهش میکنم

می ارزه

 

زحمت این نوشتارُ آقای امیر گودرزی کشیدن ک واقعا دست مریزاد داره ... بخونیدا

 

 

پرده اول:

هنوز تاکسی بعدی نرسیده ک یک ماشین مدل بالا از جلو چشممان رد میشود. هنوز ماشین ب انتهای خیابان نرسیده ک زیرلب ب راننده اش بدوبیراه میگوییم، چرا؟

 

" چون او از نظر من مالِ مردم خور است "

چندلحظه بعد تاکسی میرسد یک پیکان قراضه ک موقع حرکت مثل کلاغ سنگ خورده قارقار میکند. برای راننده پشت چشم هم نازک میکنم و بعداز سوارشدن بااینکه همسن پدر من است ب او سلام نمیکنم، چرا؟

 

" چون او از نظر من گداگشنه است "

کلا از نظر من آدمها دو دسته اند؛ یا از من پولدارترند ک بهشان مال مردم خور میگویم یا بی پول ترازمن هستند ک بهشان گداگشنه میگویم.

مردمی را ک در صف ایستاده اند زیرنظر میگیرم یا از من بزرگترند ک بهشان میگویم " گنده " یا از من کوچکترند ک بهشان میگویم " فسقلی ".

 

پرده دوم:

وقتی ب محل کار میرسم بیشتر همکارانم مشغول کارند. حالم از آنهایی ک زودتر از من می آیند بهم میخورد. کارم را شروع میکنم چند نفر دیگر هم ک در ترافیک مانده بودند می آیند از اینها هم خوشم نمی آید، چرا؟

 

" چون اگر کسی بهتر از من کار کند بهش میگم تراکتور یا خودشیرین . اگر کمتر از من کار کند تنبل است.

 

پرده سوم:

در چشم برهم زدنی ظهر میشود و باید برم ناهار. سکوت حاکم در اداره موقع ناهار میشکند و هرکسی با همکارش دردل میکند، من اینجا یکی یکی آدمها را نگاه میکنم ک هرکس چقدر غذا میخورد.

 

" اگر بیشتر از من بخورند پُرخور و شکم پرست هستند و اگر کمتر از من بخورند خسیس هستند "

 

پرده چهارم:

همکار میز کناری ام ناهارش تمام میشود و همینطور ب حرف زدن ادامه میدهد انگار از هیچ چیزی نگران نیست و آمده مهمانی.

 

" آدمها یا از من بیخیالتر هستند ک بهشان میگویم پَپَه . یا از من هوشیارتر هستند ک بهشان میگویم قالتاق "

ب حرفهای آدمهای میز پشتی گوش میدهم، در دلم ب استدلال هایشان درباب اوضاع خاورمیانه میخندم. وقتی از اقتصاد حرف میزنند نمیتوانم جلوی خنده ام را بگیرم، اینها ساده لوح هستند.

 

" ب افرادی ک از من ساده تر هستند میگم هالو . افرادی هم هستند ک حواسشان ب همه چیز هست، نگاه تیزبینی دارند و پرتُ پَلا از آنها نمیشنوی ، ب اینها هم میگویم هفت خط "

 

پرده پنجم:

ساعت کاری تمام شد و سرراه میرم خرید. نگاهم را ب سبد خرید مشتری ها دوخته ام .

" ب آنهایی ک سبد خریدشان از من پُرتر است ولخرج میگم و آنهایی ک سبدشان خالیتر از من است را خسیس میگم "

ب این فکر میکنم ک چرا همه خسیس هستند یا ولخرج و کسی را نمیبینم ک باندازه من خرید کرده باشد. بحال همه تاسف میخورم.

در صف فروشگاه اینقدر سراسیمه هستم ک مرد جوانی نوبتش را ب من میدهد، تشکر میکنم ولی در دلم فکر میکنم ک او چاپلوسی میکند. در اداره هم از این آدمها زیاد داریم.

 

" آنهایی ک از من مردم دار تر هستند بنظرم بوقلون صفت هستند و آنهایی ک کمتر از من با مردم راه بیایند از نظر من بی شک خودخواهند "

در راه خانه هم همه را زیرنظر دارم

 

" اینها یا از من شجاع ترند ک من بهشان بی کله میگم یا محتاط تر ک بهشان ترسو میگم "

 

بی پرده

بازهم باید در صف تاکسی بایستم باهمین افرادی ک از نظر من هالو، ولخرج، قالتاق، مال مردم خور، تنبل یا گداگشنه هستند.

نمیدانم چرا هیچکس مثل من نیست

اطرافم پُر است از آدمهایی ک در صفت های مختلف یا از من بیشترند یا کمتر و من برای هرکدام اسمی گذاشته ام

 

" چون معیار همه چیز من هستم نه حقیقت "

 

 

اول از خانم راضیه خویینی بابت برگردان این متن ازشون ممنونم.

 

میخواهید دوست واقعی داشته باشید؟

این چند راهکار را بی شک انجام دهید.

 

1. اگر دوستان همدل ندارید، ایراد از شماست

 

2. شنونده خوبی باشید

 

3. خوبی های دوستانتان را بیادشن بیاورید و از آنها سپاسگزاری کنید

 

4. همیشه برای دوستانتان پیشنهادهایی داشته باشید

 

5. ب دوستانتان نشان دهید ک برایتان مهم هستند

 

6. ب دوستانتان هدیه دهید

 

7. از اندوه دوست خود ساده نگذرید

 

8. با دوستانِ دوستتان هم دوستی کنید

 

9. ب دوستانتان اجازه نفس کشیدن دهید

 

10. در دوستی رازدار و قابل اعتماد باشید

 

 

 


دخترِ خط سینه‌اش معلومِ

 

نافش بیرونِ

 

رنگ شُرتش با وضوح HD مشخصِ

 

هرروز ی عکس میذاره

 

فقط اسم واقعیشُ نمیگه

 

یعنی

 

نجابتش منُ ب گاه داده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مهم نیس با کیه

مهم اینِ ک پس مونده ی منِ

 

پس نوش جونش

 


رفاقت ب تعداد نیست

ب معرفتِ

یوسف 11 برادر داشت

و

حسین ی دونه عباس

میخوای مرد باشی :

زن را درک کن

بگذار حرف بزند

گوش کن

ازش بخواه تا بگوید

بهش توجه کن

زن میخواد ک مرد مقتدر باشد

بهش احترام بذار

زن از صمیمیت لذت میبرد نه آنقدر صمیمی ک مرد را کم‌قدرت حس کند

ب زن اعتبار بده

بهش قوت قلب بدهید ، بگویید دوستش دارید، همیشه حمایتش می‌کنید و تنهایش نمیگذارید

هرگز از زن دیگر حرف نزن حتی بد حتی انتقاد

 



im not looking for someone perfect


just


looking for someone worth it




در راستای پست قبلم

"شهیر دزدی"

یک سر ب لینک زیر بروید:

http://ahouraa.ir/1392/06/13/bayestegi%20pazhohesh

تعداد صفحات : 19

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 19 صفحه بعد